گردن آلپرت (Gordon Allport) به عنوان یک روانشناس خوب در دنیا، معتقد است در من نيرويي است كه توسط آن همه عادات، صفات و عواطف آدمي را در هم مي آميزد و به آن وحدت ميدهد و آدمي را قادر به ابتكار و پيشروي مي سازد و اشاره ميكند كه همه افعالي كه به من نسبت داده مي شود بر روي هم “ كنشهاي اختصاصي شخصيت “ خوانده مي شود يعني جنبه هايي از يكتايي و يكپارچگي كه “ خود “ را از ديگر افراد ممتاز مي سازد كه نهايتا “ خويشتن “ ناميده مي شود (سياسي ،۱۳۷۱).

راه های سلامت روان

“ ‌خود مختاري كنشي “ Functional Autonomyمفهومي است كه آلپرت از اين واژه استفاده كرده است. و بيشتر به همين دليل صاحب نظريه در شخصيت شناخته شده است. هر فعاليت يا هر شكلي كه فعاليت پيدا ميكند با اينكه در اصل علت مخصوص داشته است، ممكن است خودش به صورت غايت و هدف در آيد و خود به وقوع بپيوندد و به عبارت ديگر نفس عمل موجب عمل شود. يعني فعلي كه از شخص سر ميزند محرك انگيزه اش خودش باشد نه چيز ديگري. تلاشها مي تواند بدون توجه به تائيد ديگران انجام گيرد و نهايتا آنچه زماني بيروني وبه صورت وسيله بود، در مراحل بعدي دروني و الزامي مي شود و فعاليتي كه زماني در خدمت سائق يا نياز ساده اي قرار داشت، حالا در خدمت خود آن فعاليت در مي آيدو به معني ديگر در خدمت تصور فرد از خود آرماني در مي آيد ( پروين ، ترجمه جوادي و كديور ۱۳۷۴).

ريموند، بي. كتل (Raymond,B. Cattel) عنوان نمود كه احساسهاي هر شخصي بطور مداوم از طريق يك احساس اصلي و برتر، سازمان دهي مي شوند كه كتل آن را “ احساس خود“ self-sentimentناميد اين احساس مهمترين احساس است و به تصوري كه شخص از خود دارد، اطلاق مي شود كه نهايتا در تمامي نگرشهاي شخص منعكس مي شود. اين احساس ثبات، هماهنگي و ساز مان را براي همه صفتهاي عمقي تامين ميكندو مستقيما با ابراز آمادگيهاي ذاتي و احساس ها پيوند دارد. اين احساس از جمله آخرين احساسهايي است كه به رشد كامل مي رسد (شولتر، ترجمه كريمي ، ۱۳۷۸).

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *