خودشناسی-1

خلاصه ای در مورد مقاله خودشناسی

اخلاق و رفتار انسان، پيچيده و اغلب علل گوناگون دارد. و از فردي به فرد ديگر تغيير مي كند. حتي اگر رفتار مورد مشاهد يكي باشد. یک فرد با توجه به دید و شخصیت های متفاوت از يك موقعيت مي تواند درك متفاوتي داشته باشد. شايد رفتار يكساني كه از دوفرد در يك زمان بروز مي كند با رفتار مشابهي كه در زمانهاي مختلف از همان افراد سر مي زند ، دلايل مختلفي داشته باشد. و از طرف ديگر ممكن است از رفتاري كه نشان مي دهيم يا حرفهايي كه مي زنيم آگاه نباشيم، تمام اين رفتار و اعمال از خود ما سرچشمه مي گيرد. مطالب فوق اين نظر را كه انسان داراي ابعاد و جنبه هاي متفاوتي از “خود“ است را به اثبات مي رساند. و نويسنده مقاله را بر آن داشت تا مفهوم خود يا خويشتن انسان را در رويكرد هاي روانكاوي ، رواني- اجتماعي ، صفات ، انسان گرايي ، شناختي ، شناختي- اجتماعي ، ارگانيسمي و سرشتي ، پردازش اطلاعات،تحليل رفتار متقابل، با توجه به نظريات تعداد زیادی از روانشناس خوب و با توجه به دیدگاه آنها این موضوع را مورد مطالعه قرار دهیم.

مقدمه

براي انسان هيچ حكم ارزشي مهمتر از داوري او در مورد نفس خويش نيست،و ارزشيابي شخص از خويشتن قطعيترين عامل در روند رشد رواني اوست تصويري كه يك فرد از خويشتن دارد به طور ضمني در همه واكنشهاي ارزشي او تجلي ميكند. ارزشيابي شخص از خويشتن اثرات بر جسته اي در جريان فكري،احساسات، تمايلات،ارزشها و هدفهاي وي دارد وكليد فهم رفتار اوست. هيچ كس نمي تواند نسبت به داوري خود درباره خويشتن بي تفاوت باشد زيرا طبيعت وي چنين اجازه اي را نمي دهد.

دائك فيك و لا تبصر و دوئك فيك و لاتشعر
اتزعم انك جرم صغيرو فيك انطوي العام الا كبر

درد تو، در درون تواست و تو مي بيني و دواي تو، در درون تو است و تو آگاه نيستي. مي پنداري كه همين جثه كوچك هستي و حال آنكه درونت عالم بزرگي در بر دارد. هدف از این مقاله شناخت “خود “ است تا از اين طريق بتوانيم در آرامش و سلامتي به زندگي خود ادامه داده و از پس مصائب و مشكلات دروني خود برآئيم.

رويكرد روانكاوي

فرويد (Freud) در تشريح شخصيت با توجه به تجديد نظري كه در سالهاي آخر داشت سه ساختار بنيادي نهاد ، Id خود و فراخود Superego را مطرح كرد. نهاد مخزن غرايز است و بطور مستقيم با ارضاء نيازهاي بدني ارتباط دارد. نهاد مطابق اصل لذت pleasure principle عمل مي كند. و هيچ وقت از واقعيت آگاه نيست “خود“ نسبت به واقعيت آگاهي دارد و قادر است محيط فرد را دستكاري كند. و مطابق با اصل واقعيت Reality- pinciple عمل كند. خود، از ديدگاه فرويد ارباب خردمند شخصيت آدمي است و قصد خود ، خنثي كردن تكانه هاي نهاد نيست بلكه كمك به نهاد جهت كاهش تنش است. خود با توجه به اينكه تابع اصل واقعيت است تصميم مي گيرد كه چه زماني و به چه شيوه اي غرايز مي توانند به بهترين نحوه ممكن ارضاء شوند. فرويد رابطه خود يا نهاد را مانند سوار كار با اسب در نظر گرفته است كه نيروي خام حيواني اسب بايد از سوي سوار كار مورد هدايت و رسيدگي قرار گيرد. جنبه سوم شخصيت از نظر فرويد “ فراخود “ است. اين جنبه اخلاقي شخصيت معمولا در سنين ۵ يا ۶ سالگي قرار گرفته است و پيش از هر چيزي در بر گيرنده قاعده هاي رفتاري وضع شده از سوي والدين است.
كودك از يك طرف رفتارهايي را كه در نظر والدين نادرست يا بد هستند، در اثر تنبيه و تحسين ياد مي گيرد و از سوي كودك از والدين ياد مي گيرد. كه داراي خود آرماني Ego-Ideal است و شامل رفتارهاي خوب يا درستي است كه كودك به خاطر آن تحسين شده است. فراخود در نقش دارواخلاقي و به منظور دست يابي به كمال اخلاقي، مصمم و حتي بي رحم است. فراخود از نظر شدت، نامعقولي و پافشاري نسنجيده و پي گيرانه بر فرمانبرداري، تفاوتي با نهاد ندارد. و قصد آن، نه به تعويق انداختن خواستهاي لذت جويانه نهاد، بلكه بازداري همه آنها ست. فراخود، نه براي لذت تلاش مي كند و نه براي دستيابي به هدفهاي واقع گرايانه بلكه تلاش آن صرفا در جهت كمال اخلاقي است.
بنابراين خود در اين ميان به شدت گرفتار شده و زير فشار نيروهاي مصر و تضاد است. به تعبير فرويد خود بينوا، روزگار سختي را در پيش رو دارد و از سه ناحيه نهاد، واقعيت و فراخود در فشار است. و زماني كه خود به شدت تحت فشار باشد، نتيجه اجتناب ناپذير اين اصطكاك پديد آمدن اضطراب است. (شولتز)
منبع اضطراب ممكن است در نهاد، فراخود يا در واقعيت نهفته باشد. وقتي نهاد منبع اضطراب است فرد احساس مي كند كه با خطر غرق شدن توسط تكانه ها روبرواست ، وقتي فراخود منبع اضطراب است، فرد احساس گناه و خود محكومي مي كند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *