علت جذب اختلالات شخصیتی

مروری به مقاله گذشته

در مقاله قبلی تحت عنوان ۹ دلیل عمده جذب شدن به سمت افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی با ۴ دلیل اولیه جذب شدن به سمت افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی آشنا شدیم و حالا در ادامه به ۵ مورد دیگر می پردازیم. به طور خلاصه در آن چهار مورد آموختیم که چطور جذب این افراد شده و در صورت کمک گرفتن از مشاور می توانیم از شرایط بد جلوگیری یا بهبود ببخشیم. و علت های متفاوت آن را در خود جست و جو کنیم.

دلیل پنجم: لیاقت من بیشتر از این نیست.

یکی از حقایق تلخ موجود در دنیای ارتباطات آدمی این است، حس ارزشمند بودن در برخی افراد آن قدر ضعیف است که حاضرند خود را گرفتار رابطه با کسی کنند که در نهایت غم و بدبختی را به زندگی آنها می آورد. آیا این امکان وجود دارد که به خاطر لایق ندانستن خود تن به پذیرفتن معشوقی دهید که آسیب های آشکاری مانند خود محوری، رفتارهای خشن، عدم صداقت را در خود دارد. اگر در روابط عاطفی همیشه احساس می کنید در مقامی پایین تر از محبوب خود هستید، در نتیجه حتی ممکن است رابطه با کسی که بی اعتنا یا بدرفتار است نیز حس ارزشمند بودن را در شما بالا ببرد، مطمئناً این طرز فکر اشتباه است اما برای وارد شدن و ماندن در روابط بد و ناکارآمد انگیزه محکمی است.

اگر در روابط خود با دیگران عزت نفس بسیار کمی داشته باشیم، احساس نیاز به جلب رضایت دیگران در ما به مراتب بیشتر خواهد شد. حتی اگر لازمه ماندن در این رابطه ها چشم پوشی از نیازها، آرزوها و حقوق خودمان باشد. اگر با پی بردن به این حقیقت احساس نگرانی کردید، وقت آن رسیده که با توجه به شرایطتان یکی از موارد مشاوره پیش از ازداوج ، مشاوره فردی و یا حتی مشاوره طلاق را هماهنگ کنید.

جذب اختلالات شخصیتی شدن

دلیل ششم: همواره در پی پر کردن خلاءهای وجودم هستم.

وقتی از افرادی که زمانی در دام عشق شخصیت های آسیب دیده گرفتار بوده اند، می پرسیم چرا در همان ابتدای آشنایی جذب این افراد شدند؟ اکثراً جواب می دهند «عاشق خصوصیتی، در وجود او شدم که احساس می کردم خودم فاقد آن هستم».

همه ما در همان ابتدای آشنایی هایمان می توانیم جذب چیزی شویم که نیستیم. مثلا اگر شما شخصیتی محافظه کار و کسل کننده دارید ممکن است به شدت جذب افراد هیجان طلب، جسور و اهل ریسک شوید. اگر بسیار برون گرا هستید شاید شیفته یک شخصیت آرام شوید. اگر دیگران از شما به عنوان شخصی محتاط خشک، جدی و پای بند به نظم و ترتیب یاد می کنند، ممکن است چیزی در درون شما به شدت خواستار شخصیتی آسوده خیال، بی برنامه و خود جوش باشد.

مشکل همین جاست تضادها می توانند جذب یکدیگر شوند اما در نهایت با افرادی سازگاری بهتری پیدا می کنیم که از لحاظ شخصیتی با ما هماهنگ باشند.

دلیل هفتم: احساس گناه و عذاب وجدان نمی گذارد او را رها کنم.

اگر همیشه برای ترک کردن افرادی که اختلالات شخصیتی جدی دارند تعلل به خرج داده و این امر را به تعویق می اندازید، یک سوال مطرح می شود، آیا احساس گناه یا خجالت اجازه ترک کردن او را به شما نمی دهد؟
بسیاری از افراد به خاطر چند باور اشتباه از قطع رابطه با کسانی که اختلالات شخصیتی دارند خود داری می کنند. آنها خود را در مشکلاتی که طرف مقابل ایجاد می کند مقصر می دانند، و یا معشوقشان نمی تواند بدون آنها به زندگی ادامه دهد و باز هم خود را مقصر این مسئله می دانند. به طور قطع این فقط یک طرز فکر اشتباه است.
در اینجا یک حقیقت مسلم وجود دارد: محبوب شما که اختلال شخصیتی دارد خیلی قبل تر از زمانی که شما وارد زندگی اش شوید این اختلالات را داشته است و بعد از رها کردن او باز هم به مدت طولانی دچار همین آسیب ها خواهد بود. لازم به توضیح است که گاهی این اختلالات آن قدر شدید است که حتی متخصصان سلامت روانی هم در همان مراحل اولیه درمانی با دیدن این اشخاص به اشتباه می افتند، علائم شدید این اختلالات تنها زمانی ظاهر می شوند که رابطه برقرار شده مراحل اولیه خود را طی کرده باشد.

دلیل هشتم: شاید مشکل فقط از طرف مقابل نباشد.

دلیل دیگری که می تواند جذب شدن شما را به سمت شخصیت های مشکل دار توجیه کند این است که خیلی ساده امکان دارد خود شما نیز اختلالات شخصیتی متعددی داشته باشید. البته قبول این حقیقت کمی دردناک است اما اگر همیشه خود را در ارتباط با افرادی می بینید که یک نوع خاص از اختلالات شخصیتی را دارند، ارزش دارد به این مشکل رسیدگی کنید. مهم ترین چیز در وجود رابطه سالم داشتن سلامت روانی است.

علت جذب اختلالات شخصیتی

دلیل نهم: اصلا نفهمیدم چه طور شد! کاملاً تصادفی اتفاق افتاد.

بعضی وقتها رابطه با اشخاص مبتلا به اختلالات شخصیتی صرفا در نتیجه یک گمراهی با اشتباه ساده صورت می گیرد. به همین خاطر در این موارد نمی توان الگوی خاصی برای جذب شدن برای افراد تعیین کرد. ممکن است در حالیکه در سلامت کامل روانی به سر می برید گرفتار رابطه با شخصیت های بسیار غیر عادی شده باشد و حالا از خود بپرسید چطور این اتفاق برام افتاد.
معمولا قدرت تشخیص خوبی دارم و حتی تو یک جای شلوغ هم می توانم اشخاص غیر عادی رو شناسایی کنم ولا حال به جایی رسیدم که باید به خودم و هوش شک کنم. توجه داشته باشید که آسیب های شخصیتی می توانند ضعیف یا شدید ظاهر شوند. بعضی وقتها تشخیص انواع خفیف تر در مراحل اولیه خیلی دشوار است. همچنین این گونه افراد در ابتدای آشنایی قدرت تاثیر گذاری بالایی در مخاطب خود دارند.

خلاصه

حال که آگاهانه تر الگوهای جذب شدن به سمت افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی را بررسی کردید و همچنین به دلایل مختلف جذاب جلوه کردن این افراد پی بردید، وقت آن رسیده هر یک از انواع مختلف این اختلالات شخصیتی را مورد بررسی قرار دهید. در مقالات آینده هر یک از مشکلات شخصیتی را با جزئیات کامل شرح خواهیم داد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *