اختلالات شخصیتی

چطور توانستم شیفته شخص مبتلا به اختلالات شخصیتی شوم؟

مگر نه اینکه طرف مقابل من اختلالات شخصیتی دارد(نه خود من)؟ جواب بله یا خیر است. اکثر افراد بزرگسالی که اختلال شخصیتی دارند نمی توانند روابط عاشقانه موفقی داشته باشند و بدون اهمیت دادن به تلاش هایی که برای کمک به آنها می کنید همیشه مشکل آفرین هستند. اما همان طور که مشاورین ازدواج عقیده دارند، درک کردن و ارزیابی کامل این موضوع که چه طور ممکن است شما بدون اینکه در ابتدا خود را به درستی بشناسید در دام رابطه با شخصیت های غیرطبیعی گرفتار شوید، بسیار دشوار است.

روانشناسان در مشاوره طلاق تا به حال زوج های بی شماری را دیده اند که مصرانه سعی دارند یکدیگر را تغییر دهند. اما به چه قیمتی؟ آنها صداقت خود را از دست داده و سهم خود را در این رابطه از هم پاشیده به گردن نمی گیرند. در این مقاله ۹ دلیل عمده جذب شدن به سمت افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی را توضیح می دهیم.

اختلالات شخصیتی

۹ دلیل عمده جذب شدن به سمت افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی

دلیل اول: با شناخت سطحی و اولیه ای که از طرف مقابل پیدا می کنید، گول می خورید.

اجازه دهید با یک حقیقت روبرو شویم:
همه ما با قرار گرفتن در موقعیت های جدید سعی می کنیم بهترین تاثیر را در اطرافیان بگذاریم ( مخصوصاً اگر حضور یک جنس مخالف در میان باشد). وقتی قصد داریم طرف مقابل را به دام بیندازیم بسیار مراقبیم تا جذاب ترین و بی عیب ترین ظاهر را برای خود بسازیم. تمام کاستی ها، عادت های بد و تمام ردپاهای روابط شکست خورده گذشته را با وسواسی خاص پنهان می کنیم.

همه ما وقتی قرار است شخص جدیدی را ببینیم سعی می کنیم شیوه های تاثیر گذاری مثبت روی مخاطب خود را به خوبی تمرین کنیم. این موضوع برای افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی نیز صدق می کند. موضوع بسیار ساده است تنها اطلاعاتی از نقطه ضعف های خود را به طرف مقابل نمی دهند و شما اجازه می دهید که مشکلات به حدی برسند که نادیده گرفتنشان غیر ممکن شود. مگر اینکه یک روانشناس را در دیدار های اولیه همراه کنید و از مشاوره پیش از ازدواج بهره مند شوید.

دلیل دوم: به نظر می رسد در دیدن تمام جوانب و حقایق امر ناتوان هستم (سطحی نگر شده ام)

چه چیز باعث می شود در همان ابتدای آشنایی نسبت به کسی هیجان پیدا کنید؟ در اولین برخورد با شخصی که شیفته اش شده اید کدام ویژگی یا رفتار او باعث تند شدن ضربان قلبتان می شود و شما را وادار می کند به داشتن آینده ای خوب در کنار او فکر کنید؟ آیا دلیلش فقط زیبایی اندام، قدبلند، داشتنی بدنی ورزیده و … سبب پیدایش چنین احساسی شده؟ و یا دلیلش صرفاً خوش صحبتی، شخصیت برون گرای او و نیز توانایی اش در سرگرم کردن شما است؟ و یا شخصیت درون گرای او، کم حرفی اش، شما را وادار می کند که بخواهید بیشتر درباره اش بدانید؟

همه ما خصوصیاتی را در دیگران جست و جو می کنیم که سبب کشش و علاقه ما به آنها می شود؟ مانند جنبه های ظاهری، شخصیتی یا رفتاری که همه اینها می تواند شروع یک رابطه عاطفی باشد. در حالی که همزمان با آغاز این رابطه چشم خود را به روی خصوصیات دیگری که می بایست ما را به درنگ و تأملی دوباره وادار کند، می بندیم. اینجا درست زمانی است که ذهن شما درگیر مسائل جزئی و بی ارزش قرار گرفته است و دیگر توجهی به علائم هشدار دهنده نمی کند.

شیفته اختلالات شخصتی شدن

دلیل سوم: همواره رابطه با کسانی را دنبال می کنم که دچار یک نوع اختلال شخصیتی مشابه هستند.

اگر در خانواده ای زندگی کرده اید که یکی از والدین شما (مخصوصا والدی که هم جنس شما نیست) اختلالات رفتاری داشته و بزرگ شدن شما در این محیط ایجاب می کرده که خود را با رفتارهای او وفق دهید، یا کمکش کنید و از پس رفتارهای غیر عادی اش بر بیایید پس این شرایط شما را مهیا کرده تا در پی یافتن شخصی بروید که اختلالات مشابهی دارد.

اگر چه کمی نامعقول به نظر می رسد، اما حقیقت دارد ممکن است جذب همان رفتارهای اولیه شوید که در خانواده خود تجربه کردید و این در نهایت نتیجه ای جز نابودی رابطه ها شما ندارد. تنها تلاش هوشیارانه و سخت کوشی می تواند شما را در تشخیص زود هنگام این ویژگی ها کمک کند تا جایی که تغییر مسیر داده و کسی را پیدا کنید که باعث آرامش شما شود.

دلیل چهارم” نیاز دارم دیگران محتاج من باشند.

بعضی از افراد جزء آن دسته از کسانی هستند که همواره در پی شرکت در روابطی هستند که نیاز به مرمت و بهبودی دارد. شاید دوستان و اعضای خانواده از شما بپرسند چرا همیشه افراد بازنده را انتخاب می کنید؟ دلیلش این نیست که آدمی باهوش و نکته بین نیستند و قابلیت قضاوت درست را ندارید، بلکه شما صرفاً نیاز دارید طرف مقابل خود را نجات داده و از نو بسازیدش. به این سوال فکر کنید” آیا خواهان کسی هستید که ضعیف و آسیب پذیر به نظر می رسد و یا از تجربه های زندگی و روابط گذشته اش زخم خورده است؟ اقدام به مراقبت کردن، درمان کردن، و نجات دادن شریک عشقی به برخی اشخاص نوعی احساس هویت می بخشد. اما این افراد غافل از این هستند که در نهایت خود را به دردسر می اندازند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *